سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
343
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
سپس يحيى بن عبد اللّه به قصرى كه هارون الرشيد براى وى آماده كرده بود ، انتقال يافت . « 1 » رشيد اموال فراوانى به يحيى بخشيد و از انواع قوت و روزى او را بهرهمند ساخت و به مردم اجازه داد با او ديدار كنند و نزدش بيايند . مردم از اينكه فضل بر مشكل فايق آمده و از خونريزى و جنگ كه ممكن بود انشعاب بيشتر دو فرقهء بنى هاشم ( علويان و عباسيان ) را در پى داشته باشد ، جلوگيرى كرده و عموزادگان را به هم نزديك ساخته ، خرسند شدند . مروان بن أبى حفصه در شعرى تلاشهاى فضل را ياد مىكند و چنين مىسرايد : ظفرت فلا شك يد برمكية * رتقت بها الفتق الذى بين هاشم على حين ادعى الراتقين التثامة * فكفوا و قالوا ليس بالملائم « 2 » « بىشك ، دستى از آل برمك ظفر يافت و شكافى را كه بين خاندان هاشم بود ، به هم آورد ، حال آنكه رفوگران از التيام آن وامانده و دست نگه داشته بودند و مىگفتند آن را التيام بخشى نيست . » ابو تمامه خطيب نيز فضل بن يحيى و موفقيت او را در نزديكى بنى هاشم به هم ، اين گونه ستود : سد الثغور ورد ألفة هاشم * بعد الشتات فشعبها متدان عصمت حكومته جماعة هاشم * من أن يجرد بينها سيفان « 3 » « مرزها را استوار كرد و الفت هاشميان را بازگرداند ، پس از آنكه پراكندگى و تفرقه در اين خاندان خانه كرده بود . حكم وى ، جمع هاشميان را از اينكه شمشيرها ميانشان برهنه شود ، محفوظ داشت . » سؤال اين است كه چه عاملى يحيى بن عبد اللّه را از ادامهء حركت ، منصرف و به معامله با هارون الرّشيد راضى كرد ؟ عواملى چند باعث شد كه اين علوى انقلابى ، كار خود را به آن سياست مسالمتآميز خاتمه دهد : نخست ، بىاعتمادى او به صاحب ديلم بود ؛ چرا كه ديد او در برابر تهديدها
--> ( 1 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 71 / ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 112 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 451 . ( 3 ) . الطبرى ، تاريخ الطبرى ، ج 6 ، ص 451 .